كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )

20

سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )

مارك گابوريو ، پير گيشار و ژان - لويى ترپود ) كه داراى بخش وسيعى به نام ابزارهاى كار است كه در آن مراجع كتابشناسى جديد ، نقشه‌ها و جدول‌هاى تبارشناسى ( شجره‌نسب ) آورده شده است ( ص 7 - 209 ) . براى تاريخ اخيرتر سرزمين‌هاى اسلامى همچنين مىتوان به منابع كتابشناسى مندرج در تواريخ عمومى مانند تاريخ جوامع اسلامى ايرا لاپيدوس ( كمبريج ، 1988 ) و آثار دائرة المعارف گونه چون كتاب اطلس جهان اسلام از 1500 به اين سو تأليف فرانسيس رابينسون ( آكسفورد ، 1982 ) ، دانشنامهء خاورميانه و شمال افريقاى كمبريج به ويراستارى ترور موستين و آلبرت حورانى ( كمبريج ، 1988 ) ، تاريخ كمبريج هند ، پاكستان ، بنگلادش و سرىلانكا به ويراستارى فرانسيس رابينسون ( كمبريج ، 1989 ) و دائرة المعارف دنياى جديد اسلام آكسفورد ، ويراستهء جان ال . اسپوزيتو ( آكسفورد ، 1995 ) مراجعه كرد . همهء اين منابع در سال‌هاى اخير انتشار يافته‌اند و داراى اطلاعات كتابشناسى جديد هستند . براى دورهء كلاسيك تاريخ اسلام ، هرآينه مىتوان از آثارى كه در بالا ذكر كرديم ، مانند كتاب لاپيدوس و كتاب اطلس جهان اسلام رابينسون كه گسترهء زمانى آن هم دورهء اخير سده‌هاى ميانه و هم دوره‌هاى جديد را دربر مىگيرد ، بهره گرفت ، اما در مورد مقالات دائرة المعارف جديد و امروزين بودن كتابشناسىها بستگى به ترتيب الفبايى مدخل دارد و اينكه مدخل مورد نظر در چاپ يا ويرايش جديد در اواخر سال‌هاى 1940 يا 1950 ، يعنى هنگامى كه ويرايش دوم انجام شد و شروع به انتشار كرد ( به عنوان مثال مانند مدخل « عباسيان » و « بوييان » ) باشد يا متعلق به سال‌هاى اخير ( مانند مقاله‌هاى مربوط به سلاطين مملوك ، مغولان ، عثمانيان و صفويان ) . اگر مدخل مطلوب جزء گروه اول باشد ، در اين صورت مراجع كتابشناسى مسلما كهنه و منسوخ است و من در كتاب حاضر كوشيده‌ام كه به جاى آنها منابع و مراجع تازه‌ترى را بياورم . چون همكاران سكه‌شناس مختلف بارها به من گفته‌اند كه كتاب سال 1967 چقدر براى آنها مفيد و كارآمد بوده است ، به نظرم رسيد كه اطلاعات بيشترى بايد براى آنها در اين كتاب جديد تدارك ببينم . بررسى سكه‌ها و اطلاعاتى كه از نقش و كتيبهء منقور بر آنها براى القاب ، تاريخ به حكومت نشستن ، دورهء بر سر قدرت ماندن ، گسترهء سرزمين‌هايى كه بر آنها حكومت رانده شده و مانند آن به دست مىآيد از مدت‌ها پيش به عنوان يكى از نظام‌هاى فرعى براى مورخ سلسله‌هاى اسلامى و تاريخ سياسى ( همچنين به دلايل ديگرى براى تاريخ اقتصادى و اجتماعى ) شناخته شده است . 4 من هرجا ميسر بوده است كوشيده‌ام تا از شواهد سكه‌شناسى براى تنظيم فهرست كنونى حكمرانان و تاريخ آنها استفاده كنم و منابع سكه‌شناسى مهم را در كتابشناسى هر